delfanselseleh.ir
 
 
صفحه اصلی arrow لیست کلی مطالب
لیستی از تمام مطالب سایت
کشفیات شگفت انگیز دانشمند غیر مسلمان در مورد سجده
نویسنده حمید نظری   
۲۵ مرداد ۱۳۸۹

بدن شما به طور روزانه مقدار زيادی امواج الكترومغناطيس دريافت ميكند.
شما امواج الكترو مغناطيس را از طريق تجهيزات الكتريكی كه استفاده می كنيد و نمی توانيد كنار هم بگذاريد دريافت می كنيد.
همچنين از طريق لامپهای روشن كه حتی برای يكساعت هم خاموش نمی شود.
يك دانشمند غير مسلمان (از اروپا) تحقيقاتی را شامل يافتن بهترين روش برای خارج كردن امواج الكترومغناطيسی كه به بدن آسيب می رساند را انجام داده است.
 

با گذاشتن پيشانی تان بيشتر از يك بار بر زمين، زمين امواج الكترومغناطيس مضر را تخليه خواهد كرد! اين شبيه زمين كردن ساختمانهايی است كه احتمال برخورد سيگنالهای الكتريكی (مانند رعد و برق) وجود دارد تا امواج از طريق زمين تخليه شود.


بنابراين سر را بر خاك بگذاريد تا امواج الكتريكی مثبت تخليه شود!

آنچه اين تحقيق را بيشتر شگفت انگيز می كند:
 

بهتر است كه پيشانی تان را بر خاك بگذاريد!


و آنچه شگفت انگيزتر است اينكه:

بهترين راه كه پيشانی تان را بر خاك بگذاريد حالتی است كه رو به مركز زمين باشيد چرا كه در اين حالت امواج الكترومغناطيس بهتر تخليه خواهد شد.

و بيشتر تعجب خواهيد كرد وقتی بدانيد بر اساس اصول علمی ثابت شده كه مكه مركز زمين است.
ما به خاك نمی افتيم تا امواج الكترومغناطيس تخليه شود، بلكه برای اطاعت خدای قادر متعال سجده می كنيم! ما به فرمان خدا اعتقاد داريم كه هميشه در آن معرفتی است! ايمان ما بخاطر آفريننده است! او همه چيز را می داند!
 

اما،از آنجا كه دليل علمی وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود تا هرآنچه مسلمانان انجام می دهند را

ببينند؛
              اين برای همه خوب است!

ارسال یادداشت (0یادداشت)
آخرین بروز رسانی ( ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ )
دوالاغ
نویسنده حمید نظری   
۲۵ مرداد ۱۳۸۹
 

معادله ۱

انسان = خواب + خوراک + کار+ تفریح

الاغ = خواب + خوراک

پس

انسان = الاغ + کار + تفریح

وبنابرین

انسان – تفریح = الاغ + کار

بعبارت دیگر

انسانی که تفریح ندارد = الاغی که فقط کار می کند
 

معادله ۲

مرد = خواب + خوراک + درآمد

الاغ = خواب + خوراک

پس

مرد = الاغ + درآمد

و بنابرین

مرد – درآمد = الاغ

بعبارت دیگر

مردی که درآمد ندارد = الاغ 

 معادله ۳

زن = خواب + خوراک + خرج پول

الاغ = خواب + خوراک

پس

زن = الاغ + خرج پول

 وبنابرین

زن – خرج پول = الاغ

بعبارت دیگر

زنی که پول خرج نمی کند = الاغ

نتیجه گیری:

 از معادلات ۲و۳ داریم:

مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمیکند

پس:

 فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها  تبدیل به الاغ شوند.

 و

 فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.

بنابرین داریم ...

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول

و ازفرضهای۱و۲ نتیجه منطقی میگیریم که:

مرد + زن = ۲الاغی که با هم بخوشی زندگی میکنند!




ارسال یادداشت (0یادداشت)
لکستان در ایران وعراق
نویسنده هنارس لكستاني   
۲۳ مرداد ۱۳۸۹
 

لک ها به عنوان یکی از اقوام اصیل ایرانی در سراسر ایران پراکنده شده اند. از چهره های شاخص قوم لک در گذشته و حال می توان به کریم خان زند (موسس سلسله پادشاهی زندیه)، باباطاهر عریان (عارف و شاعر اهل حق یارسان)، ...



... گنجعلی خان زند (از نوادگان کریم خان زند و حاکم کرمان) یارمحمدخان کرمانشاهی (از سرداران مشروطه)، ترک امیر آزادبخت (شاعر، عارف و پیشگوی لکستانی)، ملاپریشان (شاعر و عارف لکستانی)و ... اشاره کرد.

اسامی و تعاریف مختلفی برای وجه تسمیه و ریشه لک در واژه نامه و فرهنگ ها ارایه شده است. اما آنچه از همه تعاریف معقول تر به نظر می رسد نامگذاری این قوم به عنوان لک به دلیل تعداد اولیه صدهزار خانه و خیمه برای این قوم بوده است. در ادبیات کهن ایران نیز لک یکی از واحدهای شمارش به اندازه ی صدهزار بوده است. هم اکنون نیز در افغانستان و پاکستان نیز از واحد شمارش یک لک به معنی صد هزار استفاده می شود. از این نکته که در صده های پیشین جمعیت مردم قوم لک صد هزار بوده است این امر نتیجه گیری می شود که اکنون پس از صدها سال باید جمعیت این قوم کهن بیش از چندین میلیون نفر باشد. مردم قوم لک علاوه بر ایران در سایر کشورها همچون ترکیه، عراق، آذربایجان و داغستان نیز سکونت دارند.

خانم Mary Shiel  در کتاب  شرح اجمالی آداب و زندگی مردمان ایران (Glimpses of Life and Manners in Persia) نواحی مختلف سکونت طوایف مختلف قوم لک را در ایران آذربایجان، مازندران، تهران، قزوین، کرمان، همدان، اراک، نورآباد ممسنی، بهبهان و کهگیلویه، خراسان، فارس، کرمانشاه و لرستان معرفی می کند.

بر طبق فهرست جغرفیایی طوایق قوم لک مندرج در کتاب بومیان دره مهرگان نوشته رستم خان رحیمی عثمانوندی  تمرکز اصلی مردم قوم لک در ایران در نواحی غرب آن در محدوده استانهای لرستان، ایلام، کرمانشاه، همدان و خوزستان است. به گواه آمار موجود جمعیت مردم قوم لک در ایران فراتر از یک میلیون نفر است. نکته قابل توجه بیشتر بودن جمعیت لک ها در عراق نسبت به ایران است. مردم قوم لک در عراق در ناحیه مندلی و شهرهای مجاور آن زندگی می کنند. تخمین زده می شود که بیش از دو میلیون نفر لک در عراق سکونت داشته باشند که با احتساب جمعیت لک های ایران آمار لک های ایران و عراق به بیش از سه میلیون نفر خواهد رسید.

و اما برای برخی که تاکنون به عراق سفر نکرده اند و با لک های عراق دیدار نکرده اند چطور میتوان زندگی مردم قوم لک در عراق را ثابت کرد؟ حتما تا کنون کلیپ تصویری یکی از آهنگ های اصیل لکی به نام "بورن بورن" را دیده اید؟ ترانه ای تصویری که در آن مردی چفیه پوش به همراه هم روستایی های خویش در کنار درختی بلند مشغول به رقص محلی لکی است. سرزمینی که این کلیپ در آن ساخته شده است در نواحی لک نشین عراق واقع شده است. فلسفه ی سروده شدن این شعر و پس زمینه مفاهیم آن در مقالات پیشین وبگاه مردمان قوم لک در زیربخش "موسیقی لکی" منتشر شده است.

 قدمت نامگذاری کنونی استانهای ایران به دوره رضاشاه پهلوی باز میگردد. رضاخان که تحت تاثیر فرهنگ غربی آنزمان تمامی تلاشش سامان بخشیدن به برخی امور کشور بود تصمیم به نامگذاری نواحی مختلف ایران گرفت. این نامگذاری ها که عامل تقسیم بندی سیاسی استانها شد علی رغم تمامی محاسن و بهره هایش یکی از بزرگترین خیانت ها به تاریخ و فرهنگ کهن ایران زمین بود. بزرگترین خیانت به فرهنگ و تاریخ ایران زمین در اثر اجرای ناصحیح نامگذاری استانها و تقسیم بندی سیاسی آنها بوجود آمد. در امر تقسیم بندی سیاسی استانها به هیچ وجه تمامی اقوام و زبانهای آنان در نظر گرفته نشد. به عنوان مثال لک ها و زبان لکی به هیچ وجه توسط رضاخان و همفکرانش در نظر گرفته نشد و به جای ایجاد استانی با نام استان لکستان  برای یکی از از کهن ترین اقوام ایرانی سرزمین لکستان  را در مجموعه ای از استانهای همسایه و همجوار ادغام و محو کردند.

در چنین شرایطی به جای تشکیل استان لکستان ، مردمان قوم لک بین استانهای لرستان، ایلام، کرمانشاه، همدان و خوزستان پراکنده گشتند. بدیهی است که پس از آنزمان لک های ساکن لرستان، همدان و خوزستان را به اشتباه لر نامیده و یا لک های ایلام و کرمانشاه را کرد بنامند. به این ترتیب تاریخ و اسم یکی از اقوام ایرانی با تاریخ چندین هزار ساله که نمادهای آن غار هفت هزار ساله میرملاس در کوهدشت، معبد آناهیتا در کنگاور کرمانشاه، غار افسانه ای کلماکره در پلدختر و ....  در اثر یک اشتباه کوچک رضاشاه پهلوی یک شبه نابود گشت و از صحنه روزگاران محو گردید.

این نکته مهم است که تمامی ساکنین لرستان الزاما لر نیستند. ساکنان استانهای خوزستان نیز تماما الزما عرب نیستند. ساکنان ایلام وکرمانشاه نیز الزاما تماما کرد نیستند. برای مثال در شهر سنقر در استان کرمانشاه ترک ها نیز ساکن هستند و یا در بخش های جنوبی استان ایلام عرب ها زندگی می کنند. در خوزستان علاوه بر عرب ها، مردم لر بختیاری نیز زندگی می کنند. طبیعتا اگر فردی خود را خوزستانی معرفی کرد نمیتوان وی را حتما عرب دانست. شاید این فرد فارس، دزفولی، شوشتری، لر بختیاری و ... باشد. وقتی هم که فردی خود را اهل لرستان می داند نمیتوان این فرد را حتما لر دانست. چرا که این فرد می تواند لک و یا فارس باشد. همانگونه که یک فرد ترک اهل سنقر کرمانشاه را نباید کرد نامید. مهاباد یکی از شهرهای کرد نشین استان آذربایجان غربی است. اما آیا مهابادی ها ترک هستند؟ پس آنچه روشن است عدم توانایی تقسیم بندی های سیاسی و نامگذاری استانها در بیان هویت و اصل اقوام ایرانی است.



منبع: وبگاه مردمان قوم لك با اندکی تغییرات 
www.lakistan.persianblog.ir

ارسال یادداشت (4یادداشت)
آخرین بروز رسانی ( ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ )
اسدالله امیرپور
نویسنده حمید نظری   
۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۹

یکی دیگر از شاعران معروف لک زبان مرحوم اسد الله امیر پور ( برادر مرحوم اسفندیار غضنفری) است که اشعار طنز آمیز او از استحکام و انسجام خاصی بر خوردار است و بواقع جوهر شاعرانه خاصی دارد. علاوه بر آن او در کار مثنوی سرایی، سرودن غزل و بکار گیری دیگر قالبهای شعری هم دست توانایی داشته است؛ مثل ترجیعبند معروفش با نام «شعیبی نامه» که گوش لرستانیها با آن آشنا است یا مثنوی بلندی با مطلع

نوجوانیه ک م نوجوانیه ک م

کی بازگشته ئه هد نوجوانیه ک م

که مضمون ان حسرت و اندوه ایام جوانی و شکایت از ابنای روزگار است و چه نیکوست که چند بیتی از آن را به زمزمه بنشینیم :

سوقرات ئاسا ته رک دنیای فانی که م

قه یاران ئئلان له نترانی که م

با دسه ر سه ر وش لا مه کانی که م

ژ خراب شوش پاسبانی که م

تا آنجا که غمگنانه میسراید:

گه ر چه نه ود مه ردم نادانن

ئاری ئی خسله ت نوئِ ئینسانن

پی مشتی مخلوق بی پا و سه رن

وه سورت اینسان وه سیرت خه ران

هه ر وخت په ریشان ئشئاری خو ه نم

چمان بلوور بی ئه را گا ژه نم

ويژگي‌هاي شعر اميرپور:
زنده‌ياد اميرپور امرايي از مبدأ فطرت شاعر است. او در انواع شعر طبع آزمايي كرده‌است. اما ذاتاً غزل‌سراست.. مرحوم اميرپور، عزت نفس عجيبي در كار شعر و شاعري داشت و هرگز از باب مُنافسه و مُبالغه ساخته و شعر خود را برتر و بالاتر از شعر ديگران نمي‌دانست. معتقد بود شعر وديعه‌اي است رباني كه در كلام آسماني سعدي و حافظ به اوج تعالي خود رسيده‌است و هر چه بعد از آن گفته شده يا گفته خواهدشد در شعاع خيره كننده و انوار بي‌مثال اين دو بزرگ محو و كم‌رنگ مي‌نمايد. او عقيده داشت شعر و آن‌چه را كه به نام شعر عرضه مي‌شود، در حقيقت شرح حرمان‌ها، بيان خواسته‌ها، نيازها و اظهار وجودهايي است كه متأثر از غريزه‌ي ذاتي بشر آن هم در حد استعداد و درك و فهم و ايمان و اعتقاد گوينده‌است، مي‌داند.

در شعر امير، رگه‌هاي ناب و عنصر جوهره‌ي ذاتي سخت نمايان است. وقتي از حرمان و غم‌هايش سخن مي‌گويد اين حقيقت بيش‌تر نمايان مي‌گردد.
كيستم خاكستر از كاروان وامانده‌اي
كيستم با درد ناكامي، برادرخوانده‌اي
كيستم گاهي نمايان، گاه پنهان، از نظر
هم‌‌رديف و هم‌عنان كرم‌ شب تابنده‌اي
كيستم از عيش و شادي و مسرت بي‌نصيب
از ازل از مادر رنج و محن زاينده‌اي

چند اثر جاودانه به گويش لكي دارد نظير "شعيبي‌نامه" و "بگي‌نامه" كه اوج ظرافت شعري را در آن نشان داده و به كمال رسانده. تنها كساني كه با درك دقايق آن نكته را واقف هستند، مي‌توانند هنر والاي او را درك كنند.
در سال ۱۳۵۰ در يك مسابقه و مناظره شعري به مناسبت پيپ و عصاي هويدا نخست‌وزير رژيم شاه برنده جايزه اول شد با اين كه بسياري از شاعران بزرگ ايران نظير حالت و مهدي سهيلي هم شركت نموده بودند. حتي شعر ابراهيم صهبا با همه‌ي قدرت شعريش در مرتبه‌ي دوم قرار گرفت. امير در اين قطعه مي‌گويد:
پيپ كشكي نيست، دودش كشكيه
آن عصا هم چوب و عودش، كشكيه
خوب كاري كرده آن‌ها را فروخت
بهر ما بود و نبودش، كشكيه
آن‌كه در مجلس غم مردم، خورد
هم غم او، هم وجودش كشكيه
گر شوم فاتح من اندر اين نبرد
مي‌خورم افسوس، سودش كشكيه
باد برايشان ز امرايي درود
گرچه مي‌داند، درودش كشكيه
شعر من هم‌چون مواعيد رجال
صدق و مفهوم و حدودش كشكيه
درآخر شعری را که  در واپسين روزهاي عمر سروده است حسن ختام قرار می دهیم:
بنياد عمر
در ببستم تا شوم يك لحظه فارغ از غمي
نادمم، زيرا به غير از غم ندارم همدمي
آدمي و آدميّت، از جهان بربست رخت
ديده‌ي حق‌بين چو بگشايي، نبيني، آدمي
مي‌كشند از فرط آز، اين كوردل‌هاي دني
يك جهاني را به آتش، در قبال درهمي
جيفه‌ي من اشتها آرد به روي كركسان
در كمينند، از عزا خارج نمايند، اشكمي
بس ز حسرت گوهر از ديده به دامان ريختم
نيست ديگر در رواق چشم خونبارم، نمي
سينه‌ام از آه پي‌درپي ز هجرت گشته چاك
كو طبيبي تا به بالين آيدم با، مرهمي
زخم دل از نوشدارو كي‌ پذيرد، التيام
با چنين افكار هستي‌سوز درهم‌برهمي
از كلام خواجه شيراز مي‌جويم مدد
«صعب‌روزي، بوالعجب كاري، پريشان عالمي»
ايرجا، جان بر لب آمد نغمه‌ي‌ سازت چه شد
تا شوم فارغ ز غم‌ها و بياسايم دمي
ارسال یادداشت (0یادداشت)
حجت الله مهدوی
نویسنده حمید نظری   
۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۹

یکی از اصیل ترین نمایندگان جریان جدید شعر لکی که در شعر او میتوان نمونه های بارزی از رویکرد به طبیعت، مسائل اجتماعی کاربرد اصطلاحات و لغات بومی و مضامین طنز آمیز را مشاهده کرد، حجت الله مهدوی است. او زنده کننده خاطره شاعران بزرگی چون ملا منو چهر خان کولیوند است.. او تنها شاعر لک زبانی است که مجموعه وسیع و متنوعی از اوزان عروضی را در شعر خویش به کار گرفته است و گاهی این اوزان چنان با مضامین شعر او گره خورده است که تصور شکل گرفتن  اشعار وی در اوزان دیگر ناممکن به نظر میرسد، چنانکه به جرات میتوان ادعا کرد که او برای هر مضمون خاص وزن ویژه ای اختیار کرده است؛ برای نمونه به تعدادی از این اوزان در شعر مهدوی اشاره میکنیم :

۱) بحر سریع سدس مکشوف (مفتعلن مفتعلن فاعلن) :

دل خه م بیهو وده زنیی که م بگر

جه شن در او ویشه و ری جه م بگر

۲) بحر رجز مثمن مطوی مخبون (مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن) :

قو شیکم ئهِ خراوه دل نوهی بی ئه سه ر چه نی

دیه ر شه که تم ئه جه ل بره س ئو مِر ستیزه گه ر چه نی

۳) بحر هزج مثمن سالم (مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن) :

ره سیمه هوسن ئه قبالم چویی دیوانه وه رگالی

دیه ر ئه ج ئی ئو مره خوشهالم چو یی دیوانه وه رگالی

۴) بحر هزج مسدّس محذوف ]( مفاعیلن مفاعیلن مفاعی (فعولن)[

ئه سیر درد و ره نج سه ختم ئیمشو ئه رامه رگه هه نی ئاوختم ئیمشو

۵) بحر رمل مسدس محذوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) :

کو و بچم ئا روم گیونم گوم بیه دلبه ر شیریین زو ئونم گوم بیه

۶) بحر منسرح مثمن مطوی ( مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن):

ئی دل وری می بچم ویرِ ولاتی هه نی

وقته گ هه م بگریِم به رق نا هاتی هه نی

۷) بحر هزج مثمن اخرب (مفعول مفاعیلن مفعولُ مفاعیلن) :

هه ر سوگ نه سی مه می ئه ر سلسله کا کووِلت

ئه تره مووئه ها کم ئه ر زیبایی چا تولت!

البته مهدوی اوزان عروضی متعددی را در شعر خود به کار برده است که پرداختن به یکایک آ نها مجال بیشتری میطلبد. نمونه های ارائه شده شاید گوشهای از توانمندی او درزمینه تسلط بر اوزان عروضی و بهره مندی مناسب و به هنگام از اوزان متنوع و گوشنواز شعر لکی نشان دهد.

قالب اصلی شعر مهدوی غزل است و او غزل سرایی است توانا که از این قالب برای بیان مضامینی چون وصف طبیعت، عشق، اجتماعیات و بث الشکویها و نمایش احوال شخصی خویش بهره برده است. اهمیت این مسأله وقتی روشن میشود که بدانیم تا پیش از او کمتر شاعر لک زبانی مستقلاً به قالب غزل روی آورده بود و مضامین تغزلی هم در قالب مثنوی بیان میشد[۳]؛ شعر حجت از این نظرگاه نقطه عطفی در سیر تطور شعر لکی به شمار میآید. درغزلهای او آنچنانکه شایسته این قالب لطیف و این «پرنیانِ پندار» است، خیال به نا زکترین و ظریفترین شکل روی مینمایاند. شاعر گاهی با حسرت و اندوه از محبوب یاد میکند و خواننده شعر خود را بی اختیار به حال و هوای شعر عرب و یاد کرد معشوق و ندبه و زاری بر جای خالی او میکشاند:

تاره زنی نور گلاره ام کو ویی یه که قه رو فوج هه زاره م کوویی

این معشوق کسی است که چونان آتشی که شبانگاهان در محوطة باز جلو چادرهای ایل بر میافروزند.

وجود شاعر را مملو از گرمی و حرارت میکند و سرمای سخت و جانفرسای پاییزی را از تن و جان او میزداید.

موسم پاییز ئوو م سه رد ئه ج منی ئاگر وه رچیتِ ئیو اره م کوویی

گاهی هم از سپری شدن عمر سخن میگوید و با نگاهی حکیمانه رفتنِ آب عمر رابه چشم میبیند و زمزمة این جویباررابه گوش جان میشنود:

چیین ئاو ئومره ئی زمزمه مایه گووش دل

ئا خر زنده گانیه هاله ت گیو نه سه ر چه نی؟

شاعر ما دیوانهای است که شهرة خاص و عام است و خود را از این حیث خوش اقبال میشمارد:

ره سیمه هوسن ئه قبالم چویی دیوانه وه رگالی دیه ر ئه ج ئی ئومره خوشهالم چوئی دیوانه وه رگا لی

اکنون اگر بغض فلک بشکند و سیلا ب عالمی را فرا بگیرد او را چه باک؟ که چیزی در خور باختن ندارد:

ئه گر بوغز فه لک، شکی ئو لافاو ئاله می بگری

مِ شادم ئه ج یه بی مالم، چویی دیوانه وه رگالی

و چنین کسی البته به جرم حقگویی راه به ارتفاع نمی برد و همواره محکوم به فرو افتادن در حضیض است:

وه جورمِ یه ک دو حه ق گویی ریم تا ئرتفا بریا

ئیسه مه هکومه جا چالم چو یی دیوانه وه ر گالی

مضامین اجتماعی هم در شعر مهدوی فراوان است، با این توضیح که دایره شمول این چنین مضمونهایی در شعر او بسیار گسترده است و زمان و مکان خاصی را در بر نمیگیرد. مثلاً در ابتدای غزلی با «تجاهل العارف» بسیار جالب چنین وانمود میکند که دنیای امروز دنیایی است آکنده از صلح و صفا و صمیمیت و در آ ن از جنگ و خونریزی خبری نیست:

موسم شادیه وری جه نگ نیه!

دل که سی ئی جور زه مو ته نگ نیه!

این البته پوزخند تلخی است بر حقیقت ناگوار دنیای امروزی، قرن سیمان وآهن که درآن عاطفه و محبت ازمیان آدمیان رخت بربسته است.

دیدگاه حجت نسبت به شعر هم گهگاه در لابلای اشعار او جلوهگر میشود. او وزن «شعر حق» را سنگینتر از کوه آهن میداند و بدینسان بر اهمیت شعر و شاعری و فراتر بودن شعر حقیقی ازچارچوب محدود وزن و قافیه صحّه میگذارد :

و زنی گ شیعر هه ق دیری سه نگین تر ئی کو ئاسنه

وزن قه سیده هِه ق «هوجه ت» به هرسه ری، ره مه ل نیه

رویکرد به طبیعت و توصیف جلوه های آن مثل شب، صبح، باران و... از دیگر نکات بر جسته شعر مهدوی است، او معتقد است که طبیعت مانند آیینه ای است که یک سر سوزن زنگار و تیرگی در آن راه نیافته است:

سیل ته بیئه ت که چو ئا یینه یی سر ده رزن که تی ئی ژه نگ نیه

او نم نم باران صبح را در پاکی به حضرت مسیح (ع) تشبیه میکند (با ارتباط مناسبی که میان مسیح و مریم بر قرار کرده است):

نم نمه وارون سویه چو مه سیح

ئه تر دوات ئی گول مَه ریه م بگر

و درخت سپیدار را ـ که دارای سایه ای خوش و فرح افزااست ـ به عنایت الهی ماننده میکند که همه محتاج پناه بردن به سایه آن هستند:

کاوه هه سی وه ختی گ تو ئشق هه

یی گر دریژ ئه ر وه ر سا خه س بکیش

در عاشقانههای او هم این جلوههای طبیعت به گونه دیگر رخ مینمایاند: صبحگاهان نسیمی میوزد و سلسله کاکل معشوق را پریشان میکند و بدینسان شمیم خوشی در هوا پراکنده میشود:

هه ر سوگ نه سیمه می ئه ر سلسله کا کوولت

ئه تره مووئه هاکم ئه ر زیبایی چا توولت

جای دیگری آرزو میکند که همراه یارخویش درکنار سبزه زاری بنشیند و دست در حلقه آن زلف مواج بزند:

وه گرد دووس نیشتن ئه ر سه رکینه ئوو مه رنگ خوه شه

گیس شلال موونس ئه ر وه ر وا سو بِیْنه چنگ خوه شه

گاهی هم برای نشان دادن احوال درونی خویش تصویرهای بکر و بدیعی ارائه می کند که در شعر لکی کم نظیر است، مثل تصویر زیبا ی «اسب توفان» در بیت زیر:

هه ماری ئه سب توو فانم وه گاله رو وری ده شتی

ئی سور ئه ت سیخه مو یالم چو پی دیوانه وه ر گالی

ارسال یادداشت (0یادداشت)
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعد > آخر >>

نتایج 1 - 10 از 81
آمار بازدید ها
امروز21
کل بازدید ها20637
منوی اصلی
صفحه اصلی
فرهنگ لک
مشاهیر لک
دانلود لکستان
گردشگری مجازی
انعکاس مشکلات
مطالب جالب
راویان نور
مسابقه
سایر منو ها
تماس با ما
معرفی مدیر
اهداف سایت
ارسال لینک
لینکستان
ارسال مطلب
آرشیو مطالب
لیست کلی مطالب
جستجوی پیشرفته
ارسال پیام به دوستان
عضویت درسایت لکستان
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

ورودبه سایت دلفان سلسله
نمايش 5 عضو اخير
honaremairanian
naviddel
iliya
atimen
lakestan0832
آخرين مراجعات
www.google.com
..arch.babylon.com
www.garmsir.com
search.esnips.com
fetragh.blogfa.com
ترجمه آنلاین
Advertisement
     
جستجو در وب


Powered by : Grand.ir

Mambo is Free Software released under the GNU/GPL License.
Developed By Mambolearn Group