گفتوگو با دكتر علياكبر افراسيابپور كشتي نوح در ايران پيدا شد قبر حضرت نوح در زاگرس است
عليرضا بهداد نوح دستور داد كه شما مومنان به كشتي درآييد تا به نام خدا كشتي هم روان شود و هم به ساحل نجات رسد كه خداي من البته صاحب مغفرت و رحمت است. (41)
عكس: ماندانا عظيمي/ طرح: ساسان ضرابي عكسها: دنياي اقتصاد، نسيم گلي و آن كشتي به دريا با امواجي مانند كوه در گردش بود در آن حال نوح از راه شفقت فرزندش را ندا كرد اي پسر تو هم به اين كشتي در آي و با كافران همراه مباش. (42) آن پسر نااهل پاسخ داد كه من به زودي بر فراز كوه روم كه از خطر هلاكم نگه دارد، نوح گفت: اي پسر امروز هيچ كس از قهر خدا به لطف او نجات نيابد اين بگفت و موج ميان آنها جدايي افكند پسر با كفار غرق شد. (43) و به زمين خطاب شد كه آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع كن و آب به يك لحظه خشك شد و حكم انجام يافت و كشتي بر كوه جودي قرار گرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسيد. (44) و نوح به درگاه خدا عرض كرد: پروردگارا فرزند من اهل بيت من است (كه وعده لطف دادي) و وعده عذاب تو هم حتمي است كه قادرترين حكمفرماياني. (45) خدا به نوح خطاب كرد كه فرزند تو هرگز با تو اهليت ندارد زيرا او را عملي بسيار ناشايست است پس تو از من تقاضاي امري كه هيچ از حال آن آگاه نيستي مكن من تو را پند ميدهم و از مردم جاهل مباش. (46) نوح گفت: بار الها پناه ميبرم به تو كه ديگر چيزي كه نميدانم تقاضا نكنم و اكنون اگر مرا نبخشي و ترحم ننمايي من از زيانكارانم. (47) به نوح خطاب شد كه از كشتي فرود آي كه سلام ما و بركات و رحمت ما بر تو و بر آن امم كه هميشه با تواند. و به امتهايي كه (ستمگر شوند) پس از آنكه بهره از دنيا دهيم آنان را عذاب دردناك خواهيم كرد. (48) اين از اخبار غيب است پيش از آنكه ما به تو وحي كنيم و قومت هيچ از آن آگاه نبوديد پس تو در طاعت حق صبر كن كه عاقبت اهل تقوي نيكو است. سوره هود اولين بار (1379) در مقاله «نوح و نوحاوند» ادعا كردم توفان نوح مقابل رشته كوههاي زاگرس آرام شده و كشتي نوح در كوه «سركشتي» به گل نشسته است. همان گونه كه گمان ميبردم برخي از صاحبنظران اين ادعا را مغاير اسناد تاريخي دانستند و نتيجه برخورد دوستان اين شد تا اين فرضيه در داخل كشور نتيجهاي ندهد. بنابراين مقاله را به بنياد نوحشناسي آمريكا فرستادم. چندي بعد گروهي سه نفره از آمريكا به ايران آمدند. با يكي از آنها به كوه «سركشتي» رفتم و منطقه را نشانشان دادم. در آنجا سنگهاي بسيار عجيبي را پيدا كرديم كه مانند حلقههاي زنجير بود و همچنين قبرهايي مربوط به پيش از اسلام. دو قبر در بالاي كوه «سركشتي» وجود دارد كه به اعتقاد من يكي قبر نوح و ديگري احتمالا قبر حضرت آدم است. چندي پيش يكي از دوستان فصلنامهاي در اختيارم گذاشت كه در اين فصلنامه مقالهاي جالب نظرم را جلب كرد. «نوح و نوحاوند» عنوان آن مقاله بود. دكتر علياكبر افراسيابپور، نويسنده مقاله، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي تهران مدعي شده كه توفان نوح در ايران پايان يافته و كشتي او در زاگرس به گل نشسته است. اسناد و مداركي كه نگارنده در اين مقاله ارائه كرده و به نظرم بسيار محكم بود. به قدري از اين موضوع شگفتزده شدم كه از طريق همان دوست توانستم با دكتر افراسيابپور قراري بگذارم. قرارمان ميشود ساعت 10 صبح روز يكشنبه 21 بهمن ماه 1386، آپارتمان شخصي دكتر در منطقه قناتكوثر. خلاف تصورم معماري داخلي منزل وي كاملا امروزي است. خودش در اين باره ميگويد: زياد در خانه نيستم چون بيشتر اوقات را در دانشگاه سپري ميكنم. شما كه هميشه در دانشگاه هستيد پس قبر نوح و كشتي او را چگونه در كوههاي زاگرس پيدا كرديد؟ سال 1362 كه از جبهه برگشتم در صدا و سيماي مركز لرستان مشغول كار شدم. برنامهاي راديويي داشتم كه بايد درباره زندگي ايلات و عشاير استان پژوهش ميكردم. طي اين پژوهش متوجه شدم كوهي به نام «سركشتي» در سمت نورآباد و نهاوند قرار دارد. شنيدن اين نام برايم بسيار جالب بود؛ چراكه در آن منطقه نه دريايي است و نه راهي كه با دريا ارتباط داشته باشد، اما اينكه «سركشتي» از كجا آمده بود آغازي شد بر مطالعاتم. رشته تحصيليتان چيست؟ كارشناسي فلسفه دارم، اما دوره دكتراي خود را در گرايش عرفان گذراندهام. 12 جلد كتاب تاليف كردهام و 54مقاله داخلي و خارجي چاپ شده دارم. پس شما هم چيزي از نوح در ايران نشنيده بوديد؟ خير، اما تصميم گرفتم مطالعاتم را درباره رشتهكوههاي زاگرس ادامه دهم. در قلب رشتهكوه زاگرس، كوهي به نام «گرين» قرار گرفته است. اين كوه از شمال نهاوند شروع و تا شمال غرب اين شهر ادامه دارد. رود معروف «گاماسياب» كه سرچشمه رود كرخه است از اين كوه سرچشمه ميگيرد. با مطالعاتي كه انجام دادم به اسناد و مداركي پي بردم كه در آنها گفته شده بود «نهاوند» همان «نوح،آب، بند» است و به علت كثرت استفاده طي سالهاي دور از «نوح آببند» به «نهاوند» تغيير يافته است. چگونه امكان دارد در منطقهاي كه دريايي ندارد و از هر دو طرف به كوه مشرف است، توفاني رخ داده باشد؟ اگر به رشتهكوه زاگرس توجه كنيد، متوجه خواهيد شد كه اين رشتهكوه مانند ديواري است كه هر دوطرف آن دشت قرار دارد شكل اين رشتهكوه به خوبي نشان ميدهد كه اگر در منطقه بينالنهرين توفاني روي داده باشد اين كوه آن را مهار كرده است چون اصليترين ديوارهاي است كه ميتواند از سر راه آن توفان قرار گرفته باشد. همان گونه كه گفتم كوه گرين در قلب زاگرس قرار گرفته است. ارتفاع همه قلههاي زاگرس نزديك به هم است. در سلسلهكوههاي گرين كوهي قرار دارد به نام «سركشتي»، اين كوه 2هزار و 80 متر ارتفاع دارد. با بررسي ميداني در اين كوه متوجه شدم بالاي آن دو قبر خيلي قديمي قرار گرفته است كه هماكنون به عنوان امامزاده «باباي بزرگ» مورد زيارت مردم قرار ميگيرد.
در فرهنگ ايراني فقط دو پيامبر را به نام باباي بزرگ ميدانند يكي نوح و ديگري آدم. يعني الان آن قبر زيارتگاه است؟ بله، از روزگاران دور مردم منطقه نهاوند و نورآباد براي زيارت، پا به اين منطقه ميگذاشتهاند. در قرآن آمده كه كشتي نوح بر كوه جودي قرار گرفته است، شما مدعي هستيد كه «گرين» همان «جودي» است؟ آيه 44 سوره نوح اشاره ميكند «و به زمين خطاب شد كه آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع كن و آب به يك لحظه خشك شد و حكم انجام يافت و كشتي بر كوه جودي قرارگرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسيد» ميبينيد كه قرآن اشاره ميكند كه جودي محل به گل نشستن كشتي نوح است. با گسترش پژوهشها متوجه شدم طايفهاي به نام جودي و جودكي آن منطقه زندگي ميكنند. هماكنون هم افراد زيادي در سراسر ايران نام خانوادگي «جودي» يا «جودكي» را دارند. آيا به غير از مشاهدههاي جنابعالي، اسناد تاريخي ديگري وجود دارد كه در آن به وجود قبر نوح در نهاوند اشاره كند؟ بله، اسناد تاريخي بسياري وجود دارد. ابنفقيه همداني در سال 290قمري (1200سال پيش) در كتاب «البلدان» (به زبان عربي و چاپ 1885 اروپا) صفحه 237 نوشته است: «نهاوند از ساختههاي نوح (ع) است و به آن نوح آوند گفتهاند.» ياقوت حموي متوفي 624 قمري در كتاب معجمالبلدان صفحه 361آورده است: «نهاوند را به اين دليل نهاوند گفتهاند كه از ساختههاي نوح (ع) است» ابيالفداء متوفي 732 در كتاب تقويم البلدان چاپ پاريس صفحه 417 يادآور ميشود: «نهاوند شهري از سرزمين كوهستان است كه نوح آن را بنا كرده است.» زكريا قزويني در سال 674 قمري در كتاب آثار البلاء صفحه 545 مينويسد: «نهاوند از بناهاي نوح نبي(ع) است. اصلش نوح آوند بوده است» در كتاب مجملالتواريخ تاليف سال 530 قمري صفحه 186 ميخوانيم: «نوح پيغامبر شهر را بنا كرد به نام خويش «نوح آوند» و آن نهاوند است. ابن اثير در جلد سوم كتاب خود صفحه 335 ميآورد: «نهاوند شهري است از بلاد جبل گويند آن را نوح بنا كرده است» در كتاب عجايبالمخلوقات (سال 555 ق)كه اروپاييها آن را قبول دارند. در جلد 3 صفحه 275 آمده است: «نهاوند شهري قديم است كه آن را نوح بنا كرد. آن را نوح آوند گويند.» خلف تبريزي در سال 1062 در كتاب برهان قاطع صفحه 1173 مينويسد: «نهاوند: نوح(ع) باني آن شهر بوده وآن را نوحآوند ميگفتهاند يعني «نوح تخت» و «نوح مسند». پايتخت نوح بوده و آوند به معني تخت و مسند هم آمده است و به كثرت استعمال نهاوند شده است.» ميبينيد كه وجود قبر نوح و آرام گرفتن كشتي اين پيامبر در ايران نه تنها حرفي امروزي نيست بلكه سخني تاريخي است و مانند اين جملات در كتابهاي زياد ديگري نيز آمده كه شرح آن در اين گفتو گو نميگنجد. سال 79 نسخهاي از مقاله را براي بنياد نوحشناسي آمريكا فرستادم چون در داخل كشور كسي به اين موضوع اهميت نداد. پس از اينكه مقاله را به آمريكاييها دادم گروهي سهنفره براي بررسي موضوع به ايران آمدند. با يكي از آنها به منطقه رفتيم. از منطقه فيلمبرداري كردند. سنگهاي عجيبي در منطقه پيدا كرديم؛ مانند حلقههاي زنجير و قبرهايي مربوط به دوران پيش از اسلام. به اتفاق با 15 تن از پيرمردهاي اطراف كه مصاحبه كرديم همگي آنها ميگفتند نام اين كوه سركشتي است و اجداد ما گفتهاند قبر نوح اينجاست. جالب اينكه تا 80 كيلومتر آن سوتر از منطقه افراد بومي همين نكته را نيز ميگفتند. به غير از آمريكاييها گروهي ديگر از منطقه بازديد داشتهاند؟ بله، چند ماه بعد از بازديد آمريكاييها يك گروه انگليسي از منطقه بازديد كرد. شما به آنها اطلاعداديد؟ نميدانم چگونه متوجه شدند، اما ظاهرا با صرف هزينههاي زيادي منطقه را مورد بازديد قرار دادند و قرار است طي ماههاي آينده دوباره به نهاوند بروند. ظاهرا كشورهاي ديگري هم مدعي نوح هستند! هماكنون شش كشور عراق، سوريه، تركيه، آذربايجان، ايران و يمن مدعي هستند كه كشتي نوح در آنجا آرام گرفته است. بدون هيچ تعصبي خدمتان ميگويم كه اسناد و مدارك ايران بسيار قويتر از ساير كشورها است. اگرچه معتقدم اسناد و مدارك ايرانيها بسيار قويتر است اما باز تاكيد ميكنم كار علمي تعصببردار نيست و هر كس سند و دلايل ارائه دهد بايد حرف او را پذيرفت و نبايد فراموش كنيم درباره امور باستاني نميتوان به قطعيت صحبت كرد. منابعي كه ارائه داديد عمدتا عربي بود، آيا منابع ديگري هم وجود دارد؟ يكي از جغرافيدانان به نام پاپلي يزدي در كتاب فرهنگ آباديها صفحه 8 درباره كوه سركشتي نوشته است: «سركشتي محل به گل نشستن كشتي نوح است و در غرب منطقه دلفان رشته كوهي است مربوط به دوران اول و دوم. مرحوم حاجحيدر كه كهنسالترين مرد قبيله بود درباره وجه تسميه اين كوه گفت: پس از فرو نشستن توفان نوح، كشتي نوح بر بالاي اين كوه به گل نشست و از حركت باز ايستاد.» اهل حق كه گروهي از درويشان قديمي غرب ايران هستند براي گنبد «باباي بزرگ» (همان قبر نوح) احترام خاصي قائل هستند و قرنها است كه به صورت كاروان از استانهاي كردستان، كرمانشاه و لرستان به زيارت آن ميروند. هنري راولينسون دانشمند آشورشناس در سال 1838 نوشته است: در 25ماه مه به كوه زيباي «چهل نابالغان» رسيديم كه از طرف غرب به يك سلسله كوه مرتفع به نام سركشتي ميرسد. لر, ها معتقدند كشتي نوح پس از توفان در آن جا به گل نشسته است.» ادعاي اينكه قبر نوح در ايران است از لحاظ اقتصادي چه چيزي در بر دارد؟ شما توجه كنيد پس از مطرح شدن اين فرضيه چند گروه باستانشناس معتبر پاي به كشورمان گذاشتهاند. جاي تعجب است چنين موضوع مهمي براي برخي از مسوولان اصلا جالب نبوده ! اما كشورهاي ديگر كه خدمتتان گفتم: با وجود اينكه اسناد و مدارك ضعيفتري دارند با استفاده از تبليغات فراوان و حمايت دولتهايشان، توانستهاند توريستهاي زيادي را جمع كنند. آرام شدن توفان نوح در ايران را از چه جنبههايي بررسي كرديد؟ از سه جنبه علمي و تاريخي، اسطورهاي و داستاني و ديني و مذهبي اين توفان را بررسي كردهام. از هر سه جنبه ميتوان ثابت كرد هزاران سال پيش توفاني رخ داده است. همه فرهنگها به نوعي داستان نوح را شنيدهاند و آن را باور دارند. سال 1891 پژوهشگري به نام «اندري» ماجراي توفان نوح را با روايتهاي مختلف گردآوري كرده است. 68 روايت محلي، 13 روايت در آسيا، 4 روايت در اروپا، 5 روايت در آفريقا. ويلكاكس يكي از باستانشناساني است كه در منطقه بينالنهرين پژوهشي انجام داده و فرضيهاي را عنوان ميكند كه براساس آن طغيان رود فرات منشا توفان نوح بوده است. آب بالا آمده و كوهستان زاگرس را فراگرفته و زاگرس همچون سدي جلوي اين آب ايستاده است. توفان نوح چند سال پيش رخ داده است؟ نميتوان در مورد وقوع اين توفان عدد داد اما اگر بخواهيم حدودي سال وقوع توفان نوح را بگوييم ميتوان گفت حدود 4هزار سال پيش اين توفان رخ داده است. چگونگي وقوع اين توفان مشخص نيست؟ تورات معتقد است توفان 350سال طول كشيد. قرآن در چهار سوره هود، نوح، مومنون و اعراف در خصوص توفان نوح سخن به ميان آورده اما هيچ اشارهاي به سال نميكند. گفتيد كه دو قبر را در بالاي كوه سركشتي پيدا كردهايد. يكي از آنها قبر نوح است و قبر دوم مربوط به كيست؟ حدس ميزنم يكي از نزديكان نوح باشد ضمن اينكه بعيد هم نيست قبر حضرت آدم در آن جا باشد. به اطلاع خوانندگان محترم ميرسانيم اصل مقاله جناب آقاي دكتر افراسيابپور در دفتر روزنامه جهت ارائه به هموطنان موجود است.
یادداشت های بازدیدکنندگان
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۰۱ ۱۰:۲۷:۲۷ دوست عزیز ...بنده هم با نظر شما موافق هستم نباید تفرقه باشد ...ولی تفاوت ساختار لکی با لری تا حدی است که جدا دانستن آنها اجتناب ناپذیر است
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۲-۲۹ ۱۳:۳۴:۵۳ سلام دوست عزیز ممنون از مطلب جالبی که در مورد کوه سرکشتی و کشتی حضرت نوح(ع) گذاشتی. اما مطلبی که میخوام خدمت حضرتعالی عرض کنم چیز دیگریست.شاید خودتون متوجه نشده باشید ولی اگر سری به نظرات دوستانی که در قسمت های مختلف نظر داده اند بزنید که حتما زدید. متوجه میشوید که بر خی دوستان دارند به نحوی بین لر و لک تفرقه افکنی میکنند و کدورتهایی پیش می اورند . بهتر نیست شما که انسان بزرگ وبا فرهنگی هستید از این موارد جلوگیری کنید. چرا به جای اینکه به هم نزدیکتر بشویم و مشترکات رو بیشتر مد نظر قرار بدیم. همش به دنبال جدایی و تفرقهد هستیم . چرا همه ما چه لک و چه لر و چهکرد اینقدر دچار این خود بزرگ بینی کاذب و دروغین شدیم و دوست داریم جدای از دیگران باشیم وخودمون رو به نحوی برتر نشون بدیم. در سطح ملی هم متاسفانه همینطوره . واقعا جای تاسف داره که ادمی محدوده ی دیدش از نوک دماغش فراتر نره . ما باید سعی کنیم اتحاد ایرانیان رو قویتر کنیم . جالبه ما میخواهیم با سایر ایرانی نژادهای دنیا متحد بشیم ولی به همسایه های خودمون ........میکنیم. بنده خودم دورگه ی لر و لک هستم .هم با لر ها ارتباط نزدیک دارم و هم با لک ها واین رو بهتون قول میدم که در کل لر ها و لکها کاملا از نظر فرهنگی و اعتقادی و مرام و منش و خصوصیات خوب با هم مشترک اند مطمئن باشید تمام خصوصیات نا خوب"(یعنی ...) که لر ها ولکها دارند هم مشترکه .حالا شما به خورده تفاوتهایی که حتی بین دو تا برادر هم وجود داره توجه نکنید. من از شما خواهش دارم از به وجود اومدن این جو ناپسند در سایت محترمتون جلو گیری کنید. در ضمن لکها و لر ها و اذری ها و بلوچها و شمالیها وهمه وهمه ایرانی هستند . ما از نسل کوروش هستیم برای فرزندان کوروش بزرگ افت داره که بخوان بین خودشون جدایی ایجاد بکنند در ضمن اگر امکان داره مطالبی رو در مورد شاعر بزرگ استانمون اقای حجت مهدوی در سایتتون قرار بدین ونیز اقای عزیز بیرانوند بزرگوار ای نوم دلا هررو نومت چوی لیوه جاره مکیشم جار کیش بی صدات منم هیهاتی میتی بزونی چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد گجرتیم اسپیریاینه سه خدای بلنگ سر
نویسنده مدیرسایت در تاریخ ۱۳۸۹-۰۲-۲۶ ۱۰:۱۸:۳۴ با سلام خدمت کاربران وخوانندگان گرامی مقاله بالا اثر بسیار ارزشمندی است که درصورت توجه مسئولین می تواند رونق این منطقه را بدنبال داشته باشد .یک مطلب تکمیلی دیگری با توجه به اظهارات اهالی این منطقه گو یای این نکته است که قبر دیگری نیز در این کوه به نام نو نووی به زبان لکی(خلاصه شده نوح نبی) واقع است که زائرین بسیاری دارد واینکه واقعا قبر حضرت نوح کدام است مشخص نیست.
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۰۸ ۰۸:۴۵:۳۴ سلام دوست عزیز وقت کردی یه سری هم به ما بزن ...
ایلام یوسف حقی www.vase2.com
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۲۳ ۱۴:۳۰:۱۳ با سلام تفاوت لكي با لري آنقدر واضح است كه هر شنونده ي تي كه اولين بار اين را بشنود متوجه مي شود .عزيزيwww.lakzaban.blogfa.com
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۳-۲۵ ۰۸:۲۶:۰۴ لکستان خیالی بنده به عنوان شخصی که از پدر و مادر لک زبان متولد شده و عاشق فرهنگ و گویش لکی هستم واژه لکستان را جعلی و ساختگی و بی ارزش می دانم همتباران عزیز لک زبان بدانند واژه لکستان را برای اولین بار کردهای تجزیه طلب خارج از کشور ساختند و با اینکار فقط می خواستند نقشه کشور خیالیشان را بزرگتر کنند وگرنه آنان دشمن لک زبان و لرزبان هستند زنده باد لرستان لک زبان
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۴-۲۲ ۱۳:۰۶:۰۶ با سلام، دوست عزیز چرا سایت شما به روز نمی شود. از شما دوست عزیز که سینه سوخته لک هستید خواهش می کنم تا لر ها لکی را مصادره نکرده اند کاری بکنید.
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۴-۲۲ ۱۳:۱۰:۵۸ با سلام اسنادی معتبر از لکها در دوره ی باستان در مطلب یکی از لرها خواندم که تا پیش از صد سال گذشته هیچ نامی از لکها در تاریخ نبوده حالا ببینید بوده یا نه؟ و می بینید که ما از کردها نیز قدیم تریم
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۴-۲۷ ۲۳:۳۹:۵۶ استان زاگرس هم .... پس لکستان چی؟
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۴-۲۹ ۰۸:۵۶:۱۶ اقایان لری که میان اینجا ومیگن ما لکیم و خودمونو لر می دونیم باید بدونن خیلی ...ن فکر کردید همه گوش درازن؟ در پاسخ اونی که گفته( بیاید اشتی کنیم تفرقه نندازید لک چیه بیاید همه بگیم لرستان !!!!!!!!!!!) اقای عزیز مگه همه چی تعارفیه واقعا لری هویت رو که نمیشه فروخت حالا من میگم ناموستو با یه تعارف بده میدی؟ ما لر و لرستانی نیستیم در ضمن این لرستانه که 80 سال پیش به وجود اومد برای نابودی لکها
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۴-۲۹ ۰۸:۵۸:۲۰ با عرض سلام من با خواندن این مقاله ابتدا خوشحال شدم ولی باز هم حراج هویت لکه اعصابم را خورد کرد اولا کوه سرکشتی در نوراباد هست و ربطب به نهاوند ندارد چرا باز هم میخواهید یک حقیقت را که مربوط به لک زبانان ویک شهر لک است به اسم نهاون تمام کنید نکند باز میگید کسی نورآباد رو نمیشناسه وبذار نهاوند رو بگیم واقعا به حال لکستان افسوس می خورم- درضمن نهاوند یک شهر ساخته شده توسط نوح است ربطی به محل فرود امد کشتی در نوراباد ندارد واین منطقی است که در نزدیکی این محل فرود(نوراباد) یک شهر هم ساخته شود(نهاوند) پس خواهشا این دو را با هم قاطی نکنید زیرا کوه ذکر شده در مرز کوهدشت نوراباد است نه نهاوند نوراباد- در مورد انیکی قبر هم باید بگیم قبری که الان زیارت می شود به اسم بابابزرگ همان بابابزرگ اهل حق است و ما مدرک معتبر داریم وان یکی قبر که به اسم نوو نوی است قبر نوح است و یک ترکیب مشخص لکی به معنی نوح نبی است پس خبری از قبر آدم نیست -- نوح وبابابزرگ ممنون می شم شما هویت فروشی نکنید حتی اگر نهاوند شهر لک زبان باشه واقعیت اینه که کوه اصلا رطی به نوهاون نداره و نهاوند فقط ساخته شده ی نوح سالها پس از طوفانه و اسمشم همین نوح اوند به معنی (تخت نوح) نه اینکه اب بند نوح زیرا کاملا بی معنیه لطفا این نکته رو به دکتر ی که این مقاله رو نوشت یاد اوری کنید
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۵-۰۴ ۰۸:۴۹:۱۲ سلام دوست عزیز مطالبه جالبیه و واقعا لذت بردم یه مقاله تو یه مجله ی ایرانی خونده بودم که میگفت کشتی حضرت نوح رو بر روی کوه آناتولی در ترکیه پیدا کردن . و میگفت بقایی اونو از داخل یخها وبرفها کشیدن بیرون . بازام شاید به گفته ی شما اون یه جنبه ی تبلیغاتی داشته باشه ... وشایدم این درست باشه . با این حال بازم میگم که از مطالبهتون لذت بردم . و میخوام این مطلب رو در داخله وبم بزارم چون مطمئنم که واسه هر ایرانی میتونه جالب باشه شاید این درست باشه ممنون.
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۵-۱۰ ۱۷:۴۸:۵۶ www.hoviatlak.mihanblog.com
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۵-۱۲ ۰۹:۳۶:۳۶ شما فرمودید توفانی به وجود اومده و دیواره زاگرس جلوی این توفان رو گرفته . یه مقدار عجیب نیست به نظر خودتون ؟ این که توفان نوح کل زمین رو در بر گرفته و تمام خشکی ها زیر آب رفتن و تمام جانوران از بین رفتن . در اینصورت چگونه است که یک کوه با ارتفاع نه چندان زیاد جلوی این توفان عظیم رو گرفته . در ضمن کوههای زاگرس دیواره مانند مانند البرز نیستند و از هم جدا هستند پس اصلا نمیتوانند جلوی توفان را بگیرند . خلاصه که یه کم بیشتر از تحقیق فکر بفرمایید بعد مقاله بنویسید و ایجاد شبه در اذهان عمومی کنید . راههای دیگری هم برای جلب توریست و جلب افکار عمومی هست .
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۵-۱۶ ۱۴:۱۵:۱۸ سلام افسانه نوح درکتیبه های اشوری 5000 سال قبل اومده بهتره اقای دکتر یه اشاره ای هم به اون کتیبه ها میکردن.اقای دکتر 5000 سال قبل فارسی به شکل امروزی مگه وجود داشت که شهر رو نوح اب بند نامگذاری کنن.در مورد دوستان پان لک وقتی صحبت از لکی میشه یه کلمه رو صد جور تغییر میدن وتفسیر میکنن تا شبیه کلمه ای که خودشون میخان بشه یه خواهشی دارم 20 کلمه پیدا کنن که مشابه(90%)در زبان لری یاکردی نداشته باشه اون وقت این بحثهاروانجام بدن هر وقت دوفرهنگدر همسایگی هم قرار میگیرن معمولا دادوستدهای فرهنگی دارنلر وکرد هم از این موضوع مستثنی نیستن شاید دوستان لک چرا موضوع رو اینطور نمیبینن که چکیده فرهنگ وتمدن دو قوم اصیل ایرانی هستن هم دارای هویت هم تمدن همچنانکه بخیاریها برای اثبات خودشون هیچوقت لر بودنشون روانکار نمیکنن و هیچگاه زبان خودشونو با لری خرماباد مقایسه نکردن کهتفاوتهای اونو عاملی واسه جدایی بدونن با معرفی خودشون نه تخریب دیگران یه قوم شناخته شده وتاثیر گزار در ایران بوده و هستن. یقینا دوستان لک میدونن تفاوت زبان وفرهنگ بختیاری با لری لرستان خیلی بیشتر از تفاوت لکی با لری لرستان است.یه نکته دیگه اینکه این موضوعها با پیدایش وبلاگها شیوع پیدا کرد دلیلش هم اینکه در شهرهایی مثل کوهدشت خرم اباد_دره شهر _ ابدانان_و... که هم لک داریم هم لر اینگونه بحثها رو نداشتیم نمونش ازدواجهای فراوان بین لکها و لرها بدون هیچگونه حساسیتی .موفق باشید کولیوند
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۵-۲۳ ۰۹:۴۶:۵۸ سلام توهین به لر!!!!!! من که فکر نمی کنم توهین باشه شما چی ? Http://koohdashtiha.blogfa.com
نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۹-۰۶-۱۴ ۰۹:۲۱:۵۲ لک ها از نظر نژاد و زبان تفاوت اساسی با لر ها دارند این یه واقعیت است واما متاسفانه لک ها نیز ندانسته خود را لر میخوانند چرا استان لرستان با اکثریت قوم لک لرستان نام گرفت؟ چرا وکی قرار است لک ها از خواب غفلت بیدار شوند؟ بابا به خدا شما لک هستید نه لر